تبليغاتX
...اتاق پسر
        غلتشن ها / کارگردان : حمید پورآذری / عکس از رضا معطریان

شاید من هم که اولین بار اسم این تئاتر را شنیدم ، اصلا فکر نمیکردم با همچین کاری روبرو بشوم .

کاری بسیار مفرح که در عین حال کاملا انتقادی هست.

پیشنهاد میکنم اگر میخواهید تفاوت یک کار کمدی و یک کار روحوضی را متوجه شوید ، اگر میخواهید بدانید چه میشود که یک کار شاد و مفرح در تئاتر شهر اجرا میشود و اگر میخواهید فرق خنده در تئاتر گلریز و تئاترشهر را بدانید ، هر چه زودتر به دیدن غلتشن ها بروید .

توضیح بیشتر اینکه :

اگر یکی از مهم‌ترین وظایف هر کارگردانی را انتخاب دقیق و آگاهانه متن نمایش بدانیم، حمید پورآذری با انتخاب غولتشن‌ها به دو موفقیت عمده دست می‌یابد.
1- کمدیادلارته به دلیل نزدیکی چه از لحاظ فرم، چه از لحاظ شخصیت‌پردازی و چه از لحاظ محتوا به نمایش‌های ایرانی روحوضی و سیاه‌بازی می‌تواند جاذبه‌های فراوانی برای مخاطب ایرانی داشته باشد و انتخاب متن با ویژگی‌های نزدیک به این شیوه نمایشی می‌تواند برای تماشاگر ایرانی بسیار ملموس و قابل پذیرش باشد.
 
2- "غولتشن‌ها" نمایشنامه‌ای است که شاید امروزه موضوعیت چندانی در جامعه غربی نداشته باشد اما با تنش‌ها و مشکلات جامعه ایران بسیار مرتبط است و سوژه‌ای آشنا و ملموس برای مردان و زنان جامعه ایرانی بالاخص از قشر سنتی دارد.

مرتبط :

حکايت انسانهاي واخورده  - یادداشت حمید پورآذری به بهانه اجرا

"نقد با چاشنی خنده" - نگاهی به اجرای "غولتشن‌ها" - رحیم عبدالرحیم‌زاده

نشست نمايش «غلتشن‌ها» - ایسنا

گالری عکس نمایش - تئاتر ایران - عکس از رضا معطریان

+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 11:51 توسط محمد |

می خزیم ؛

تو روی برگ سبز توت

من ، سینه خیز بر سنگلاخ رویاهای منجمد.

 

می تنیم  ؛

تو ،  فخر را بر تن فردا

من ، یاس را بر میله های هنوز.

 

انفرادی تو بوی ابریشم می دهد.

انفرادی من بوی شاش.

 

می رویم ؛

تو پروانه می شوی روزی

من ، اعدام.

                   " آسیه امینی"

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:48 توسط محمد |

این‌که در هر مقابله‌ای طرف مقابل‌ت را محق بدانی و تمامی کوتاهی‌ها را تو بر گردن بگیری تنها از عهده ی شیرمردان و شیرزنانی بر می‌آید که نادرند. عین دایناسورها دارند منقرض می‌شوند و باید برای نجات نسل‌شان کوشید تا آیندگان نیز نعمت حضورشان را درک کنند. (با نگاهی به آینده درست مصرف کنیم) با اظهار تاسف از این‌که موسیقی سنتی ایرانی نمی‌تواند مضامینی از این نوع را پوشش دهد شما را دعوت به خواندن متن آهنگ و شنیدن بطن آهنگ زیر جلب می‌کنم نکته: خواندن متن ترانه بدون شنیدن بطن آن لطف چندانی که ندارد هیچ، اصلا فایده هم ندارد!

اگه یه جایی جنگ شد، دست کسی تنگ شد
تقصیر من بود
اگه بحران آب بود، هجرت سراب بود
تقصیر من بود
اگه زمستونا سردن، تابستونا گرمن
تقصیر من بود
اگه جاده ها باریکن، کوچه ها تاریکن
تقصیر من بود

آلبوم: آدم معمولی شعر آرش
725
KB بشنویدش؛ تقصیر من بود گروه کیوسک

پ.ن : دوستان محترم لینک های این بغل را دریابید که غفلت موجب پشیمانی ست

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:52 توسط محمد |