
پارسال کل جشنواره مال تو بود ، قبل از هر فیلم همه عاشقان سینما با صدای تو همراه میشدند ، و تمام تلاش شان را میکردند که سین ِ" بیست" و جیم ِ "فجر" را مثل تو ادا کنند ، بعد همه با هم میخندیدم، به هم نگاه میکردیم ، هر کس بنا به ارادتی که داشت درباره ات چیزی می گفت...
وبعد به ضیافت فیلم میرسیدیم ....
من سبز را از تو یاد گرفتم ، وقتی که می آمدی و چهارشنبه شب هایمان را می ساختی ...
من سکوت را از تو یاد گرفتم وقتی خیلی از حرفهایت را نمی گفتی...
به امید شادی روحت و به امید آنکه نگهدار خوبی برای هدیه هایت باشم ،چرا که تو در نمی گذری ...
* خدايا يه معجزه بفرست برای من، يه جهش، يه چرخش، يه اين طرفی، يه اون طرفی ...
خدايا چهقدر خستهام ... ديگه طاقت ندارم ...

