تبليغاتX
...اتاق پسر
      

«...حالا این روح را که در درون ام هست، لمس خواهم کرد/  درست مثلِ یک دوست تازه، خواهم اش شناخت/ این روشنایی را فهمیده ام و می خواهم نشان اش دهم/ همیشه بهتر از قبل خواهم بود/ شب های دراز می گذارد حس کنم که... می افتم ... سقوط می کنم و روشنایی آشکار می‌شود/ می گذارداحساس کنم که می‌افتم ... ایمن فرو می‌ریزم روی زمین»...

برای بعضی فیلم ها نباید چیزی نوشت ، فقط میتوان گفت خودتان را ببرید به ضیافت این فیلم و چشم و گوش تان را بسپارید به آن بی هیچ دغدغه و هیچ فکری حتی  . توصیه ام به دوستان طبیعت گرد عزیزم - سلام الناز -  این است که در اسرع وقت گیر بیاورید «Into The Wild» ، این شاهکارِ شاعرانه شون پن راو بنشینید به تماشا...

* بخشی از ترانه «Society»، ساندترکِ «Into the Wild»

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 21:44 توسط محمد |

اینکه میخواهم بنویسم را کاملن از یکی دیگر گرفته ام . ینی از نبوغ نداشته ی خودم نیست اصلن.  حوصله طولانی نوشتن و شرح و بسط بیش از این ندارم فقط در حد یک پیام کوتاه ضروری میخواهم چیزی بگویم. همچین وقت هایی بدون هیچ شکسته نفسی ، یک حیوانم بی شک. در حال عادی هم حیوانم مثلن ناطق . اما در این حال حیوانیت ام بیشتر میشود گو نطق کمتر ، درنده تر . خیلی هم نگران انسانیت و حقوق بشر نشوید.  دو حالت بیشتر نیست یا لاک پشت یا خار پشت!

 ۱- تا زمانی که کسی ، کاری به کارم نداشته باشد یک لاک پشتم.

مثل یک لاک پشت خسته از یک راه ، همان وسط ِ راه  نه کنار جاده ، بلکه دقیقن وسط جاده ی خطرناک حتی ،می ایستم و خودم را میکشم تو ، به یک لاک امن و سخت . پس خواهشن وقتی حال و حوصله ندارم چوب توی سوراخ های لاک نکنید که شاید بیایم بیرون. در همچه وضعی بدترین، بهترین  و خلاصه تحریک آمیزترین های همه عمرم به هیچم هست ... وقتی حال ندارم سعی نکنید مرا بخندانید ، شوخی نکنید که جواب ش آنقدر بد باشد بعدن مجبور شوم معذرت خواهی کنم .اگر این لاک را شوت کنید ، با ان تا دم خانه تان بازی کنید ، اگر یک چوب را از توی دو تا سوراخ رد کنید حتی ، عکس العملی نخواهید دید اما خب لاک پشت هم مثل هر موجود دیگری آستانه دارد.

2-  آستانه ام را که رد کنید میشوم یک خار پشت.

وقتی ولم نکنید و طوری صدایی ، حرکتی بخواهید  تازه در بدترین شکل ممکن یکی از خارها رها خواهد شد. حواسم هست که فقط یکی از آن خارهای طبیعی را نثار کنم و با خنجری ، چاقویی یا هر چی استقبال نکنم. اما خب شما که بلدید من را این خار طبیعی دردش شاید بیشتر از یک زخم عمیق چاقویی یا گلوله یک تفنگ باشد. اگر که بلد نیستید هم از یکی که میداند بپرسید مثلن کی ؟ مثلن محسن ...

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 17:41 توسط محمد |